ادبیات
وبلاگ فرهنگی هنری و ادبی
هرگه سودای تو دارد - سعدی
(
خط زیبای استاد علیرضا کدخدایی)
هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش؟
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش؟
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وآن سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وآن که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش
چون دل از دست به در شد مَثَلِ کُّره توسن
نتوان باز گرفتن به همه شهر عِنانش
به جفایی و قفایی نرود عاشقِ صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
خفتهی خاکِ لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش
شرم دارد چمن از قامتِ زیبای بلندت
که همه عمر نبوده ست چنین سرو روانش
گفتم از ورطهی عشقت به صبوری به درآیم
باز میبینم و دریا نه پدید ست کرانش
عهد ما با تو نه عهدی که تَغَیُّر بپذیرد
بوستانی ست که هرگز نزند باد خزانش
چه گنه کردم و دیدی که تَعَلُّق ببریدی؟
بنده بی جرم و خطایی نه صواب ست مرانش
نرسد نالهی «سعدی» به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردی ست فَغانش
گر فِلاطون به حکیمی، مرضِ عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد زِ سرِ رازِ نهانش
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 23:43 توسط سیدی |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آرشیو موضوعی
فارسی هفتم
فارسی هشتم متوسطه
فارسی نهم متوسطه
املای اول راهنمایی
املای دوم راهنمایی
املای سوم راهنمایی
انشای اول
انشای دوم
انشای سوم
سوالات اول
سوالات دوم
سوالات سوم
بخش نظم و نثر
داستانک
پاورپویونت های جالب
مقالات ادبی
ارایه های ادبی
دستور زبان
ادبیات بین الملل
موسیقی
عکس
دانستنی ها
خواندنی ها
طنز
BLOGFA.COM